ترجمه "antidot" به فارسی
تریاق, پادزهر بهترین ترجمه های "antidot" به فارسی هستند.
antidot
-
تریاق
noun -
پادزهر
nounSaya sediakan antidot untuk gas tu.
ساختار سم رو برعکس کردم و یه پادزهر درست کردم.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " antidot " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن