ترجمه "aorta" به فارسی

آئورت, شاهرگ, شریان بزرگ بهترین ترجمه های "aorta" به فارسی هستند.

aorta
+ اضافه کردن

مالایی-فارسی فرهنگ لغت

  • آئورت

    saya didiagnosis dengan aneurisme pada dasar aorta toraks saya.

    مشخص شد یکی از شریانهای آئورت من

  • شاهرگ

    noun

    Itu membuat anda kaku aorta dari tongkat hoki.

    باعث ميشه شاهرگ هاي آدم از يه چوب هاکي هم محکم تر باشه

  • شریان بزرگ

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " aorta " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Aorta
+ اضافه کردن

مالایی-فارسی فرهنگ لغت

  • آئورت

    saya didiagnosis dengan aneurisme pada dasar aorta toraks saya.

    مشخص شد یکی از شریانهای آئورت من

عباراتی شبیه به "aorta" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "aorta" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه