ترجمه "asas" به فارسی
اساس, اولیه, ایستادن بهترین ترجمه های "asas" به فارسی هستند.
asas
-
اساس
nounSaya akan kasar keluar algoritma pengesanan, asas kelompok pengiktirafan.
يه الگوريتم پيگيري بر اساس شناسايي خوشه اي طراحي ميکنم
-
اولیه
adjectiveTerdapat beberapa perkara asas yang anda mahu tahu.
چیزهای اولیه ای که بخواهید بفهمید دراین وجود داره.
-
ایستادن
verb
-
ترجمه های کمتر
- ایستادگی کردن
- بدوی
- بنیاد
- بنیاد و پایه
- تحمل کردن
- تسکین دادن
- ته
- حکم
- خواباندن
- در انتظار ماندن
- زیربنا
- زیرساخت
- فرونشاندن
- قاعده اخلاقی
- مبنا
- مرکزی
- منتظر شدن
- منزل کردن
- وفا کردن
- پند
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " asas " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "asas" با ترجمه به فارسی
-
سبک پایه
-
خط مبنا
-
قضیه اساسی حساب
-
قضیه اساسی حسابان
-
خصوصیت پایه
-
عنوان اصلی
-
ذرات بنیادی
-
سندیت اساسی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن