ترجمه "asid" به فارسی
اسید, اسيد, بداخلاق بهترین ترجمه های "asid" به فارسی هستند.
asid
-
اسید
nounDan yang lain meludahkan asid.
و بقیه ی " اسید " به بیرون پرت میکنن
-
اسيد
Kau guna asid amino sebelum atau selepas latihan?
آميون اسيد رو بعد از فعاليت مي خوري يا قبلش ؟
-
بداخلاق
adjective
-
ترجمه های کمتر
- تند
- تیز
- جوهر
- سخن تند
- محک
- کینه جو
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " asid " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Asid
-
اسید
nounAsid hidroklorik boleh mencairkannya.
( هیدروکلریک اسید اون مثل پنیر سویسی میکنه ( آبش میکنه
عباراتی شبیه به "asid" با ترجمه به فارسی
-
اسید نوکلئیک
-
کربنیک اسید
-
پیکریک اسید
-
اوریک اسید
-
سیتریک اسید
-
باران اسیدی
-
دیانای
-
فسفریک اسید
اضافه کردن مثال
اضافه کردن