ترجمه "asing" به فارسی
بیگانه, خارجی, اجنبی بهترین ترجمه های "asing" به فارسی هستند.
asing
adjective
-
بیگانه
nounTindakan bagus, hampir buatkan mahkluk asing itu potong kamu jadi separuh.
کار خوبی بود که گذاشتی اون بیگانه تقریبا نصفت کنه.
-
خارجی
nounSaya belajar untuk tidak memandang mereka sebagai ‘orang asing’ dari negara lain, tetapi sebagai warganegara bumi ini.
یاد گرفتم که مردم سرزمینهای دیگر را نه به چشم ‹خارجی› بلکه به چشم همتابعینِ کرهٔ زمین ببینم.
-
اجنبی
noun
-
ترجمه های کمتر
- غریب
- غریبه
- غیرعادی
- غیرمعمول
- ناسازگار
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " asing " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "asing" با ترجمه به فارسی
-
زبان خارجی
-
فارکس
-
فارکس
-
آدرس خارجی
-
کید خارجی
-
سرمایهگذاری خارجی
-
ذخیرههای ارزی
-
اجنبی · بیگانه · خارجی · دهقانی · روستایی · غریب · غریبه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن