ترجمه "automatik" به فارسی

خودکار, اتوماتیک بهترین ترجمه های "automatik" به فارسی هستند.

automatik adjective
+ اضافه کردن

مالایی-فارسی فرهنگ لغت

  • خودکار

    adjective noun

    KolourPaint tak boleh potong imej secara automatik kerana sempadannya tak dapat ditemui

    KolourPaint نمی‌تواند به طور خودکار تصویر را برش دهد ، چون لبه‌‌‌اش را نمی‌توان محل‌یابی کرد

  • اتوماتیک

    Pejabat bedah-siasat baru saja pasang pencatat perkataan automatik.

    دفتر پزشکی قانونی تازگی یه سیستم نگارش اتوماتیک نصب کرده بودن

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " automatik " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "automatik" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "automatik" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه