ترجمه "awal" به فارسی
ابتدایی, اغاز, اولیه بهترین ترجمه های "awal" به فارسی هستند.
awal
-
ابتدایی
adjectiveMengapakah penting untuk mengesan kecenderungan untuk berdosa sejak awal lagi?
چرا تشخیص علائم ابتدایی تمایلات گناهآلود بسیار مهم است؟
-
اغاز
noun -
اولیه
adjectiveKristian awal ada tarikh yang tepat mengenai Mesias, tetapi pengharapan mereka salah.
مسیحیان اولیه زمان را برای مسیح موعود درست تشخیص دادن ، ولی انتظارشون اشتباه بود.
-
ترجمه های کمتر
- جشن فارغ التحصیلی
- زود
- سپیده دم
- طلوع
- فجر
- قبل
- مقدماتی
- نارس
- پیش رس
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " awal " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن