ترجمه "babi" به فارسی
خوک, بچه خوک, فحش بهترین ترجمه های "babi" به فارسی هستند.
babi
noun
دستور زبان
-
خوک
nounOtak babi menggantikan nafsu mereka untuk memakan otak manusia.
مغز خوک باعث شده اشتهاشون به مغز انسان از بين بره.
-
بچه خوک
noun -
فحش
noun
-
ترجمه های کمتر
- لعنت
- لعنتی
- گل
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " babi " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "babi"
عباراتی شبیه به "babi" با ترجمه به فارسی
-
خوكچه
-
گراز
-
آنفلوآنزای خوکی
-
حلزون
-
خوک اهلی
-
آنفلوآنزای خوکی
-
بیماری صرع · بیهوشی · حمله · غش
-
بیماری صرع · بیهوشی · حمله · صرع · غش
اضافه کردن مثال
اضافه کردن