ترجمه "badan" به فارسی

بدن, تن, جسم بهترین ترجمه های "badan" به فارسی هستند.

badan noun
+ اضافه کردن

مالایی-فارسی فرهنگ لغت

  • بدن

    noun

    Jadi saya bangun dan naik ke atas alat senaman saya, iaitu sebuah mesin senaman sepenuh badan.

    برای همین بلند شدم و رفتم سراغ دستگاه ورزشم، که یک دستگاه برای تقویت همه اعضای بدن است.

  • تن

    noun

    Perbezaannya cuma mereka memakai pakaian berfesyen yang menutup badan.

    با اين تفاوت که آدم هاي اين سياره چيزي به نام لباس به تن ميکنن

  • جسم

    noun

    Dalam badan fananya adalah satu roh yang boleh merasa dan melihat perkara rohani.

    در آن جسم فانی یک روح است که قادر است چیزهای روحی را درک کند.

  • ترجمه های کمتر

    • استحکام
    • تشریح
    • تنه
    • ثبات
    • ساختمان بدن
    • سازمان بدن
    • سازگاری
    • کالبد
    • کالبدشناسی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " badan " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "badan" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "badan" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه