ترجمه "baju" به فارسی
پیراهن, رخت, لباس بهترین ترجمه های "baju" به فارسی هستند.
baju
noun
-
پیراهن
noun -
رخت
noun -
لباس
nounSebab tu lah saya berlari menembusi hutan dengan baju samaran!
براي همينه که دارم با لباس مبدل از وسط جنگل فرار ميکنم!
-
ترجمه های کمتر
- ملبوس
- پيرآهن
- کرته
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " baju " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "baju" با ترجمه به فارسی
-
مایو
-
بارانی
-
جلیقه · خط واحد · زیرپیراهنی · لباس
-
جوشن · زره · سلاح
-
عرق گیر · پلیور · ژاکت
-
عرق گیر · پلیور · ژاکت
-
پولور
-
پستان بند
اضافه کردن مثال
اضافه کردن