ترجمه "balai" به فارسی
ایستگاه, توقف گاه, خان بهترین ترجمه های "balai" به فارسی هستند.
balai
noun
دستور زبان
-
ایستگاه
noun -
توقف گاه
-
خان
noun
-
ترجمه های کمتر
- خانه
- خانِه
- خونه
- خیمه بزرگ
- عمارت کلاه فرنگی
- غرفه نمایشگاه
- چادر بزرگ
- چادر صحرایی
- کاشانه
- کده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " balai " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "balai" با ترجمه به فارسی
-
ایستگاه کلانتری · مرکز پلیس · کلانتری · کمیسری
-
مرکز اجتماعات محلی
-
رصدخانه
-
تلسکوپ فضایی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن