ترجمه "bankrap" به فارسی
ورشکسته, ورشکستگی بهترین ترجمه های "bankrap" به فارسی هستند.
bankrap
-
ورشکسته
adjectiveBuatkan lelaki itu bankrap tanpa dia tahu.
يارو رو ورشکسته و با حس اينکه خر شده ، ترکش کن. تا بدونه کي اين بلا رو سرش در آورده.
-
ورشکستگی
nounIa telah diisytiharkan bankrap pada musim luruh yang lepas kerana ia telah digodam.
پاییز گذشته در حال وارد شدن به دوران ورشکستگی بود.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " bankrap " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن