ترجمه "barat" به فارسی
باختر, مغرب, غرب بهترین ترجمه های "barat" به فارسی هستند.
barat
adjective
noun
دستور زبان
-
باختر
noun -
مغرب
nounYehuwa membuang dosa kita ke tempat yang lebih jauh daripada apa yang dapat kita bayangkan, sejauh timur dari barat
یَهُوَه به اندازهای گناهانمان را از ما دور میکند که مشرق از مغرب دور است، یعنی فاصلهای که نمیتوان تصوّرش را کرد
-
غرب
properIni melebihi bilangan mana-mana pertunjukan blokbuster di dunia barat.
این رقمی بالاتر از پرفروشترین نمایشگاه در غرب است. این رقمی بالاتر از پرفروشترین نمایشگاه در غرب است.
-
ترجمه های کمتر
- خوروران
- غربی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " barat " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Barat
-
باختر
عباراتی شبیه به "barat" با ترجمه به فارسی
-
آلمان غربی
-
استان مرزی شمال غربی
-
صحرای غربی
-
نیمکره غربی
-
آلمان غربی
-
سفر به باختر
-
استان آذربایجان غربی
-
بنگال غربی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن