ترجمه "basah" به فارسی
tar, نم, خیس بهترین ترجمه های "basah" به فارسی هستند.
basah
adjective
دستور زبان
-
tar
-
نم
adjective nounSiapa yang berada dalam air atau pasir basah akan terenjat eletrik.
برق هر کسي رو که داخل آب يا شن نم دار باشه ميگيره
-
خیس
adjectiveItu seperti memberitahu air agar ia tidak basah, sayang.
مثل این میمونه که به آب بگی خیس نباش ، عزیزم.
-
ترجمه های کمتر
- رطوبت
- غسل دادن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " basah " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن