ترجمه "bayi" به فارسی

بچه, کودک, نوزاد بهترین ترجمه های "bayi" به فارسی هستند.

bayi
+ اضافه کردن

مالایی-فارسی فرهنگ لغت

  • بچه

    noun

    انسان بسیار جوان، از هنگام تولد تا یکسالگی

    Saya tahu ertinya ini, dan Saya tak nak kehilangan bayi ini.

    ميدونم معنيش چيه ولي نميخوام بچه ـم رو از دست بدم.

  • کودک

    noun

    Setiap kali saya memegang bayi yang baru lahir, saya mendapati diri saya tertanya: “Siapakah kamu, anak kecil?

    هر وقت من یک کودک نوزادی را در آغوش می گیرم، در شگفت می مانم: 'کوچولو، تو کیستی؟

  • نوزاد

    noun

    Semasa mereka menghadap Salomo untuk menyelesaikan masalah mereka, penipu itu bahkan menyokong tindakan untuk membunuh bayi yang hidup.

    طی محاکمه، زن دروغگو حتی راضی شد که نوزاد زنده کشته شود.

  • ترجمه های کمتر

    • خواهر
    • طفل
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " bayi " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Bayi
+ اضافه کردن

مالایی-فارسی فرهنگ لغت

  • نوزاد

    noun

    بچه تازه به دنیا امده

    Bayi ini sangat kecil sehingga dia tidak mempunyai lemak yang cukup pada tubuhnya untuk kekal hangat.

    اين نوزاد خيلي كوچك و ريز است و چربي كافي براي گرم نگه داشتن بدن خود ندارد.

تصاویر با "bayi"

عباراتی شبیه به "bayi" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "bayi" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه