ترجمه "beban" به فارسی
اصرار, بار, بار کردن بهترین ترجمه های "beban" به فارسی هستند.
beban
-
اصرار
noun -
بار
nounSekarang, setiap orang yang dibunuhnya menjadi beban saya.
حالا ، هرکي که اون ميکشه ميشه يه بار سنگين روي شونه ي من.
-
بار کردن
verb
-
ترجمه های کمتر
- بار کشتی
- بارگیری
- بارگیری کردن
- بازماندگی
- حمل
- مانع
- محموله دریایی
- گرو
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " beban " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "beban" با ترجمه به فارسی
-
ششش
اضافه کردن مثال
اضافه کردن