ترجمه "benang" به فارسی
الیاف, رشته, نخ بهترین ترجمه های "benang" به فارسی هستند.
benang
-
الیاف
noun -
رشته
nounKalau benang tegak ada di atas, ia adalah satu.
اگه رشته عمودي بالا باشه ، يعني يک.
-
نخ
nounSeorang lelaki dengan jarum dan benang menjatuhkan sebuah empayar.
يه خياط با نخ و سوزن يه امپراطوري رو از پا درمياره
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " benang " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "benang" با ترجمه به فارسی
-
پرچم · پود
-
رشته فن - آت (fan-out)
-
ghous-e ghozah · rang-kamān · rangīn-kamān · درونه · رنگ کمان · رنگین کمان · رنگینکمان · قوس قزح · قوس و قزح
اضافه کردن مثال
اضافه کردن