ترجمه "bendera" به فارسی
رایت, علم, پرچم بهترین ترجمه های "bendera" به فارسی هستند.
bendera
noun
-
رایت
noun -
علم
noun -
پرچم
nounSeluruh kemudahan veterinar ini akan dirobohkan sedangkan hanya bendera itu yang perlu dialihkan.
این محوطه غذاخوری همه امکانات دامپزشکی را به هم میریخت؛ فقط لازم بود این پرچم را جابجا کنند.
-
ترجمه های کمتر
- بیرق
- پرچم گزاری شده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " bendera " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "bendera" با ترجمه به فارسی
-
تیر پرچم · میله پرچم
-
خط زمان پرچم کشورها
-
پرچم ایران
-
پرچم عراق
-
پرچم سفید
اضافه کردن مثال
اضافه کردن