ترجمه "benteng" به فارسی
بارو, دیوار, رخ بهترین ترجمه های "benteng" به فارسی هستند.
benteng
-
بارو
noun -
دیوار
nounDia hanya memberi kamu senjata untuk menembus benteng.
بهت فقط سلاح دادن تا دیوار مستحکم دشمن رو بشکنی
-
رخ
noun
-
ترجمه های کمتر
- اجازه نامه
- ارک
- استحکامات
- استحکامات نظامی
- اسکله بندر
- بجای
- جا
- خاکریز
- خاکریزی
- خوابگاه کشتی
- در عوض
- دژ
- دیوار خاکی
- دیواره سد
- سد
- سنگر
- سیاه
- قلعه
- قلعه نظامی
- قوی
- محل
- محل امن
- مزرعه
- مسکن
- موج شکن
- والاد
- پروانه
- پناه
- کلاغ زاغی
- کلاغ سیاه
- کلاهبردار
- یادداشت مختصر
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " benteng " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "benteng" با ترجمه به فارسی
-
آبشکن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن