ترجمه "berat" به فارسی
سنگین, وزن, دشوار بهترین ترجمه های "berat" به فارسی هستند.
berat
adjective
-
سنگین
adjectivePemegang amanah atau wasi memikul tanggungjawab yang berat.
وصی یا نمایندهٔ متوفا مسئولیتی سنگین بر دوش دارد.
-
وزن
nounPerubahan selera, berat badan, dan tabiat tidur biasanya berlaku.
تغییر اشتها و وزن و اختلال در خواب بسیار معمول است.
-
دشوار
adjectiveAyat itu juga dapat menenangkan kita semasa kita ditimpa dugaan yang berat.
بطور مشابه، این آیه به ما نیز کمک میکند که در شرایط دشوار آرامش خود را حفظ کنیم.
-
ترجمه های کمتر
- سخت
- سخت گیر
- صعب
- مشکل
- مهم بودن
- پر زحمت
- پرالتهاب
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " berat " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Berat
-
وزن
nounBerat bola keranjang antara 550 sehingga 650 gram.
توپ بسکتبال بین 550 تا 650 گرم وزن داره
عباراتی شبیه به "berat" با ترجمه به فارسی
-
کم گویی
-
بی سود · تنبل · سست
-
وزنهبرداری
-
تاکید · شدت
-
آب سنگین
-
تبعیض · تمیز
-
صنایع سنگین
اضافه کردن مثال
اضافه کردن