ترجمه "berbunga" به فارسی
به به, سر, شکوفه بهترین ترجمه های "berbunga" به فارسی هستند.
berbunga
-
به به
noun -
سر
noun -
شکوفه
nounPada pagi berikutnya, Musa nampak bahawa tongkat Harun telah berbunga dan terdapat buah badam yang masak yang tumbuh daripada tongkatnya!
وقتی موسی روز بعد نگاه میکند، میبیند که عصای هارُون شکوفه کرده و بادام بر آن روییده است!
-
ترجمه های کمتر
- شکوفه دادن
- شکوفه کردن
- عجب
- میوه
- گل
- گل دادن
- گلدار
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " berbunga " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "berbunga" با ترجمه به فارسی
-
زرشکی
-
نهاندانگان
اضافه کردن مثال
اضافه کردن