ترجمه "berdarah" به فارسی
حجامت کردن, خون ریخته, خونخوار بهترین ترجمه های "berdarah" به فارسی هستند.
berdarah
-
حجامت کردن
verb -
خون ریخته
adjective -
خونخوار
adjective
-
ترجمه های کمتر
- خونی
- رگ زدن
- زالو انداختن
- پزشکی کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " berdarah " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "berdarah" با ترجمه به فارسی
-
خوندماغ
-
خوندماغ
-
هری پاتر و شاهزاده دورگه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن