ترجمه "berdekatan" به فارسی

حاشیه گذاشتن, متصل شدن, مجاور بهترین ترجمه های "berdekatan" به فارسی هستند.

berdekatan
+ اضافه کردن

مالایی-فارسی فرهنگ لغت

  • حاشیه گذاشتن

    verb
  • متصل شدن

    verb
  • مجاور

    adjective

    Pada awal 1946, saya mula merintis di daerah yang berdekatan.

    در اوایل ۱۹۴۶، در شهرستان مجاور شروع به پیشگامی کردم.

  • ترجمه های کمتر

    • مجاور بودن
    • مجاورت
    • مماس بودن
    • نزدیک بودن
    • نزدیکی
    • همجوار
    • همسایه
    • پیوستن
    • پیوسته بودن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " berdekatan " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "berdekatan" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه