ترجمه "berdiri" به فارسی

ایستادن, بودن, زیست کردن بهترین ترجمه های "berdiri" به فارسی هستند.

berdiri
+ اضافه کردن

مالایی-فارسی فرهنگ لغت

  • ایستادن

    verb

    Saudara dan saudari yang dikasihi, saya berasa rendah hati berdiri di hadapan mu pagi ini.

    برادران و خواهران محبوب من، امروز صبح با ایستادن در مقابل شما متواضع هستم.

  • بودن

    verb

    Tiga saksi dan kitab itu sendiri akan berdiri sebagai sebuah kesaksian tentang kebenaran Kitab Mormon.

    سه شاهد و خودِ این نوشته به عنوان گواهی از راستین بودن کتاب مورمون گواهی خواهند داد.

  • زیست کردن

    verb
  • ترجمه های کمتر

    • زیستن
    • موجود بودن
    • وایسادن
    • وجود داشتن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " berdiri " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "berdiri" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه