ترجمه "bergabung" به فارسی
ادغام کردن, تبانی کردن, توام بهترین ترجمه های "bergabung" به فارسی هستند.
bergabung
-
ادغام کردن
verbDia bergabung dengan Kai, Kain menang.
لوک مرده ، اون با کای ادغام کرد و کای بُرد
-
تبانی کردن
verb -
توام
adjective
-
ترجمه های کمتر
- دسته کردن
- متحد شدن
- متحد کردن
- متصل
- مربوط ساختن
- هم پیمان شدن
- پیوستن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " bergabung " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن