ترجمه "bergerombol" به فارسی
انباشتن, انجمن کردن, جمع شدن بهترین ترجمه های "bergerombol" به فارسی هستند.
bergerombol
-
انباشتن
verb -
انجمن کردن
verb -
جمع شدن
verb
-
ترجمه های کمتر
- سوار کردن
- همکاری کردن
- گردآمدن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " bergerombol " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن