ترجمه "beri" به فارسی

dådan, دادن, توت بهترین ترجمه های "beri" به فارسی هستند.

beri verb دستور زبان
+ اضافه کردن

مالایی-فارسی فرهنگ لغت

  • dådan

  • دادن

    verb

    Doktor cuba beri perubatan padanya dan selepas itu ada benda buruk yang terjadi.

    ، دکترا دوره ی درمان آزمایشی رو انجام دادن که یه چیزی اشتباه انجام شد

  • توت

    noun

    Sepatutnya saya makan beri itu di Arena dan mati seperti yang sepatutnya.

    بايد اون توت ها رو توي ميدون مسابقه ميخوردم و همونجا دخل خودم رو مياوردم

  • ترجمه های کمتر

    • حبه
    • دانه
    • سته
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " beri " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Beri
+ اضافه کردن

مالایی-فارسی فرهنگ لغت

  • سته

عباراتی شبیه به "beri" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "beri" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه