ترجمه "berjalan" به فارسی
گام زدن, گشتن, اظهار کردن بهترین ترجمه های "berjalan" به فارسی هستند.
berjalan
-
گام زدن
verb -
گشتن
verb -
اظهار کردن
verb
-
ترجمه های کمتر
- اواره شدن
- برقرار
- به درازا کشیدن
- تلف شدن
- خرامش
- دزدیدن
- دوام داشتن
- دوام کردن
- راه رونده
- سفر کردن
- شدن
- طول کشیدن
- متحرک
- متعجب شدن
- مردن
- مشی
- ناگهان ناپدیدشدن
- هلاک شدن
- وصل
- پرسه زدن
- پیاده رفتن
- گام
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " berjalan " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "berjalan" با ترجمه به فارسی
-
تلو تلو خوردن · خنک شدن · خنک کردن · دلسردشدن · وارونه شدن · وزوز کردن · کج شدن · گیرکردن
-
اظهار کردن · اواره شدن · بیرون افتادن · تفرج کردن · سفر کردن · لم دادن · متعجب شدن · پرسه زدن · گردش رفتن · گردش کردن · گشتن
-
سکته داشتن · لنگیدن · مانع حرکت شدن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن