ترجمه "berkumpul" به فارسی
انباشتن, انجمن کردن, جمع شدن بهترین ترجمه های "berkumpul" به فارسی هستند.
berkumpul
-
انباشتن
verb -
انجمن کردن
verb -
جمع شدن
verbPara perompak berkumpul untuk melawan Beckett, dan kau perompak.
دزدان دريايي جمع شدن تا با بكت بجنگن و تو هم يه دزد دريايي هستي
-
ترجمه های کمتر
- سوار کردن
- صف بستن
- متراکم شدن
- همکاری کردن
- گرد آمدن
- گرد کردن
- گردآمدن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " berkumpul " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن