ترجمه "berlawan" به فارسی

جنگ کردن, جنگیدن با, مبارزه کردن بهترین ترجمه های "berlawan" به فارسی هستند.

berlawan
+ اضافه کردن

مالایی-فارسی فرهنگ لغت

  • جنگ کردن

    verb

    Semasa Daud masih seorang pemuda, dia berlawan dengan seorang gergasi yang bernama Goliat.

    در جوانی، او با جُلیاتِ غولپیکر جنگ کرد.

  • جنگیدن با

    verb
  • مبارزه کردن

    verb

    Hari ini saya berlawan untuk mengetahui status saya.

    امروز مبارزه کردم تا حساب کار دستم بياد

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " berlawan " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "berlawan" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "berlawan" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه