ترجمه "bermain" به فارسی
بازی کردن, شوخی, فریب دادن بهترین ترجمه های "bermain" به فارسی هستند.
bermain
-
بازی کردن
verbDan mereka tidak peduli jika pasukannya bermain teruk. Atau mempunyai banyak peluang.
و براشون مهم نیست که تیم مقابل بد بازی کرد یا فرصت های زیادی برای بُردن داشت.
-
شوخی
noun“Sangat mudah untuk bermain cinta,” kata seorang pemuda yang bernama Samuel.
مرد جوانی به نام سموئیل میگوید: «گرمگرفتن و شوخی با دختران برای جلب توجه آنان، برایم آسان بود.
-
فریب دادن
verb -
هنرپیشه شدن
verb
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " bermain " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "bermain" با ترجمه به فارسی
-
انتقام گرفتن · به هدر دادن · دست انداختن · رقاصی کردن · سرسری گرفتن · شیطنت کردن · فریب دادن · لم دادن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن