ترجمه "bertentangan" به فارسی
برعکس, برگشته, خیانت کردن به بهترین ترجمه های "bertentangan" به فارسی هستند.
bertentangan
-
برعکس
adjectiveSecara bertentangan, supaya mempunyai hati yang sembuh dan setia, kita mesti pertama-tama mengizinkan ia hancur di hadapan Tuhan.
برعکس عقاید عمومی، برای داشتن قلبی شفا یافته و با ایمان، ما اوّل باید اجازه دهیم که در برابر خداوند بشکند.
-
برگشته
adjective -
خیانت کردن به
verb
-
ترجمه های کمتر
- دروغ گفتن
- ردکردن
- زننده
- متضاد
- ناسازگار بودن
- نامیمون
- وارونه
- واکنش کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " bertentangan " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن