ترجمه "beruban" به فارسی
سفید, فلفل نمکی, موسفید بهترین ترجمه های "beruban" به فارسی هستند.
beruban
-
سفید
adjectiveApabila kita memandang cermin, kita melihat muka yang mula berkedut. Rambut juga semakin beruban dan bahkan gugur.
در آینه چین و چروکهای تازه و موهایمان را که تدریجاً سفید شده و میریزند، مشاهده میکنیم.
-
فلفل نمکی
adjective -
موسفید
adjective
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " beruban " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن