ترجمه "besi" به فارسی

آهن, فلز, آهن بهترین ترجمه های "besi" به فارسی هستند.

besi noun دستور زبان
+ اضافه کردن

مالایی-فارسی فرهنگ لغت

  • آهن

    noun

    Kita perlukan lebih dari sekadar garam dan besi untuk tewaskan dia.

    واسه شکست دادنش ، نمک و آهن خیلی بیشتری لازمه.

  • فلز

    noun

    Tetapi kini dia mempunyai fikiran besi dan roda.

    اما حالا ذهنش فقط درگیر فلز و چرخه

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " besi " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Besi
+ اضافه کردن

مالایی-فارسی فرهنگ لغت

  • آهن

    noun

    Besi dan tanah liat dalam kaki patung melambangkan Kuasa Dunia Inggeris Amerika yang sudah lemah.

    مخلوط آهن و گل از مچ تا انگشتان پاهای مجسمه، نمایانگر وضعیت تضعیفشدهٔ قدرت جهانی انگلیس و آمریکا است.

عباراتی شبیه به "besi" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "besi" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه