ترجمه "biasa" به فارسی
رایج, شایع, معمولی بهترین ترجمه های "biasa" به فارسی هستند.
biasa
adjective
-
رایج
adjectiveAtasi penghalang perbualan yang biasa diajukan di kawasan anda.
نشان دهید که چگونه میتوان به یکی از مخالفتهایی که در محدودهتان رایج است پاسخ داد.
-
شایع
adjective -
معمولی
adjectiveSaya bersaksi bahawa penyembahan yang benar akan mengubah pertemuan Gereja yang biasa ke jamuan rohani yang luar biasa.
من گواهی میدهم که پرستش واقعی جلسات معمولی کلیسا را جلسات فوق العادۀ روحانی تبدیل خواهد کرد.
-
ترجمه های کمتر
- معمول
- خوگرفته
- روزمره
- روش کار
- ضابطه
- طرز عمل
- عادی
- قاعده
- ماخذ قانونی
- متداول
- مرسوم
- معتاد
- معدل
- معیار
- مقیاس
- ملاک
- میزان
- نوعی
- همیشگی
- هنجار
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " biasa " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "biasa" با ترجمه به فارسی
-
اجنبی · استثنایی · بیگانه · خارجی · غریب · غریبه · غیر قابل باور · غیر متداول · غیرعادی · غیرقابل قبول · غیرمعمول · نادر · کنجکاو
-
نوشته ساده
-
لگاریتم اعشاری
-
جمله پردازی طبیعی جستجو
-
متن ساده
اضافه کردن مثال
اضافه کردن