ترجمه "biji" به فارسی
دانه, تخم, باضافه بهترین ترجمه های "biji" به فارسی هستند.
biji
-
دانه
noun -
تخم
nounKemudian dia gunakan banyak telur, mungkin dalam 12 biji.
بعد يه عالمه تخم مرغ استفاده ميکنه ، شايد 12 تا
-
باضافه
noun
-
ترجمه های کمتر
- بذر
- توت
- حبه
- سته
- نطفه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " biji " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "biji" با ترجمه به فارسی
-
دانه
-
باضافه · بزر · تخم · تُخم · دانه · نطفه
-
انتشار دانه
-
دانه خردل
-
بذر
-
تخم چشم · کره چشم
-
باضافه · دانه · نطفه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن