ترجمه "binatang" به فارسی

جانور, حیوان, حیوانی بهترین ترجمه های "binatang" به فارسی هستند.

binatang adjective noun دستور زبان
+ اضافه کردن

مالایی-فارسی فرهنگ لغت

  • جانور

    noun
  • حیوان

    noun

    Tetapi, banyak daripada orang Israel tidak memelihara burung atau binatang.

    اما بسیاری از اسرائیلیان حیوان یا پرندهای نداشتند.

  • حیوانی

    noun

    Adalah salah juga jika kita memakan daging binatang yang darahnya tidak dikeluarkan dengan betul.

    خوردن گوشت حیوانی که خون آن کاملاً از بدنش خارج نشده است نیز عمل اشتباهی است.

  • ترجمه های کمتر

    • ǧānvar
    • آفریده
    • احشام
    • بشر
    • جانداران
    • جانوری
    • حس و حرکت
    • مخلوق
    • ḥayvān
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " binatang " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "binatang" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "binatang" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه