ترجمه "bingkai" به فارسی
قاب, ارسی, تحدید حدود بهترین ترجمه های "bingkai" به فارسی هستند.
bingkai
-
قاب
noun -
ارسی
noun -
تحدید حدود
noun -
سرحد
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " bingkai " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "bingkai" با ترجمه به فارسی
-
قاب نوشته
-
قاب شی غیر محدود
-
قاب شیء مورد نظر
اضافه کردن مثال
اضافه کردن