ترجمه "bosan" به فارسی
ازکار انداختن, بی مزه, خسته شدن بهترین ترجمه های "bosan" به فارسی هستند.
bosan
-
ازکار انداختن
verb -
بی مزه
adjective -
خسته شدن
verbMereka sudah bosan dipermainkan.
اونها از اين بازي هات خسته شدن
-
ترجمه های کمتر
- خسته کردن
- سخت کار کردن
- فرسوده شدن
- ملال آور
- ملالت
- کسل شدن
- کسل کننده
- یکنواختی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " bosan " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن