ترجمه "broker" به فارسی

بنکدار, دلال, سمسار بهترین ترجمه های "broker" به فارسی هستند.

broker
+ اضافه کردن

مالایی-فارسی فرهنگ لغت

  • بنکدار

    noun
  • دلال

    noun

    Dia mendakwa menjadi broker saham dan meninggal dunia merompak sebuah kedai barang kemas.

    ادعا کرد که دلال سهامِ و تو سرقت از جواهرفروشی مرده

  • سمسار

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • سودجو
    • کار چاق کن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " broker " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "broker" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه