ترجمه "buah" به فارسی
میوه, توت, ثمر بهترین ترجمه های "buah" به فارسی هستند.
buah
noun
-
میوه
nounHawa makan buah larangan dan percaya bahawa dia tidak akan mati.
او چون باور کرد که نخواهد مرد، آن میوه را خورد.
-
توت
nounKita makan setiap buah yang lain, kami menari.
توت ميذاشتيم توي دهن همديگه با هم ميرقصيديم
-
ثمر
nounPokok palma dapat hidup lebih daripada 100 tahun dan masih menghasilkan buah
درخت خرما میتواند تا صد سال عمر کند و باز هم ثمر آورد
-
ترجمه های کمتر
- حبه
- دانه
- سته
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " buah " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Buah
-
میوه
nounBuah itu sama dengan buah yang ada di depan awak semua.
بچه ها ، اون همون میوه ایه که تو بشقاب جلوتون هست.
تصاویر با "buah"
عباراتی شبیه به "buah" با ترجمه به فارسی
-
سیب
-
پسر برادر · پسر خواهر
-
سوره
-
زردآلو
-
قلوه · مزاج · کلیه · گرده
-
دانه
-
فندقشکن
-
خزان · پاييز
اضافه کردن مثال
اضافه کردن