ترجمه "buaya" به فارسی
تمساح, سوسمار, پوست سوسمار بهترین ترجمه های "buaya" به فارسی هستند.
buaya
noun
-
تمساح
nounSaya betul-betul tak sangka buaya itu akan datang.
واقعاً فکر نميکردم که سر و کله ي تمساح ها پيدا بشه.
-
سوسمار
noun -
پوست سوسمار
noun -
کروکودیل
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " buaya " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "buaya"
عباراتی شبیه به "buaya" با ترجمه به فارسی
-
گریال کاذب
-
افسار گسیخته · فاسق
-
افسار گسیخته · فاسق
اضافه کردن مثال
اضافه کردن