ترجمه "bukit" به فارسی
تپه, کوه, کوهستان بهترین ترجمه های "bukit" به فارسی هستند.
bukit
noun
دستور زبان
-
تپه
nounDia mendaki bukit, di situ dia dapat melihat cahaya di ufuk.
سیلراز تپه بالا رفت و آنجا نوری را در افق دید.
-
کوه
nounApakah yang dilambangkan oleh “lembah yang luas” antara dua buah bukit itu?
«درّهٔ بسیار عظیمی» که میان دو کوه بود مظهر چیست؟
-
کوهستان
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " bukit " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "bukit"
عباراتی شبیه به "bukit" با ترجمه به فارسی
-
پیچ امین الدوله
-
تپه دامنه کوه
-
تپه کوچک · نوک تپه · پرندک
-
قطار کابلی
-
پیچ امین الدوله
-
پیتای خطدار جاوهای
اضافه کردن مثال
اضافه کردن