ترجمه "bunting" به فارسی
باردار, حامله, آبستن بهترین ترجمه های "bunting" به فارسی هستند.
bunting
-
باردار
adjective -
حامله
-
آبستن
adjective -
در شکم داشتن
verb
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " bunting " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "bunting" با ترجمه به فارسی
-
سنبل · سنبل ایرانی · گل سنبل · یاقوت
اضافه کردن مثال
اضافه کردن