ترجمه "buru" به فارسی
شکار کردن ترجمه "buru" به فارسی است.
buru
-
شکار کردن
verbDan kau rasa siapa dia akan buru?
و کي ميدونه که اون شايد ما رو شکار کرد ؟
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " buru " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "buru" با ترجمه به فارسی
-
سگ تازی ایرلندی
-
دنبال کردن
-
باعجله · بسیار عجول · بی اعتنا · بی تاب · بی حوصله · بی صبر · بی ملاحظه · بی پروا · تند · تند راه رفتن · خیلی سریع · زود رفتن · سرعت داشتن · شتابزده · عجله کردن · عجول · نقل مکان کردن · پررو · گستاخ
-
زود رفتن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن