ترجمه "calon" به فارسی
نامزد, تقاضا کننده, داوطلب بهترین ترجمه های "calon" به فارسی هستند.
calon
noun
-
نامزد
nounKau tahu kau akan menjadi calon terbaik untuk Lasik.
تو یه نامزد عالی برای لیزینگ چشم هستی
-
تقاضا کننده
noun -
داوطلب
nounSaya sedang memilih calon askar kah?
من دارم داوطلب براي ارتش انتخاب مي کنم ؟
-
ترجمه های کمتر
- درخواست دهنده
- طالب
- متقاضی
- نامزد انتخابات
- کاندید
- کاندیدا
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " calon " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن