ترجمه "cari" به فارسی
بیمار بودن, جستجو, جستجو کردن بهترین ترجمه های "cari" به فارسی هستند.
cari
-
بیمار بودن
verb -
جستجو
nounSuruh mereka ke hospital terdekat dan kosongkannya dan cari Joker.
بگيد به نزديک ترين بيمارستان برن و تخليه و جستجو رو شروع کن
-
جستجو کردن
verb
-
ترجمه های کمتر
- درجستجو بودن
- محل یابی
- نگران بودن
- پژوهش کردن
- یافتن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " cari " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "cari" با ترجمه به فارسی
-
تلاش کردن · دزدیدن
-
هدف یابی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن