ترجمه "cincin" به فارسی
حلقه, انگشتر, دسته کردن بهترین ترجمه های "cincin" به فارسی هستند.
cincin
-
حلقه
nounSaya rasa dah lama awak memiliki cincin itu.
فکر مي کنم تو به اندازه کافي. اون حلقه رو داشتي !
-
انگشتر
Kegunaan cincin sling ini penting dalam ilmu mistik.
خبرگی در انگشتر فلاخن برای انجام فنون عرفانی ضروریه
-
دسته کردن
verb -
متحد شدن
verb
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " cincin " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "cincin" با ترجمه به فارسی
-
حلقه سیارهای
اضافه کردن مثال
اضافه کردن