ترجمه "contoh" به فارسی
مثال, تصویر, شاهد بهترین ترجمه های "contoh" به فارسی هستند.
contoh
-
مثال
nounSebagai contoh, sesetengah orang muda mula berpacaran walaupun mereka tidak cukup matang untuk memikul tanggungjawab keluarga.
برای مثال، برخی از جوانان مسیحی با این که آمادهٔ پذیرفتن مسئولیتهای زندگی مشترک نیستند ازدواج میکنند.
-
تصویر
nounJika anda ingin berkahwin, apakah yang boleh anda pelajari daripada contoh gadis Sulam dan kekasihnya?
عشقی که در غزل سلیمان به تصویر کشیده شده است، به مسیحیان مجرّدی که قصد ازدواج دارند، چه درسی میدهد؟
-
شاهد
noun
-
ترجمه های کمتر
- شخصی
- شخصیت ها
- لحظه
- مثل
- مورد
- نمونه
- نمونه گرفتن
- هم چشمی
- وهله
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " contoh " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن