ترجمه "daerah" به فارسی

استان, بخش, بسته بهترین ترجمه های "daerah" به فارسی هستند.

daerah noun
+ اضافه کردن

مالایی-فارسی فرهنگ لغت

  • استان

    noun

    Saya lahir pada 29 Julai 1929, dan membesar di sebuah kampung di daerah Bulacan, Filipina.

    من در ۲۹ ژوئیهٔ ۱۹۲۹ در روستایی در استان بولاکان در فیلیپین به دنیا آمدم.

  • بخش

    noun

    Kalau awak tak nak bekerjasama, awak tak akan kembali ke sini, awak akan dihantar ke penjara daerah.

    اگه از همکاري امتناع کني ، به اينجا برنمي گردي ، ميري به زندان بخش

  • بسته

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • بلوک
    • تملک زمین
    • حد
    • حوزه قضایی
    • زمین
    • سرزمین
    • شهرستان
    • قلمرو
    • قلمرو سلطان
    • قلمرو قدرت
    • محل خاص
    • مرغزار
    • موضع
    • مکان
    • ناحیه
    • همسایگی
    • ولایت
    • ولسوالی
    • چمن
    • کشور
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " daerah " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "daerah" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "daerah" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه